آرشیو

 

من زنده‌م



۱۰ بهمن: درخواست آزادی دانشجویان زندانی

من دیگه خسته شدم. دانشجوهای امیرکبیر چند قرنه که در زندانند؟
چند دانشجو الان زیر شکنجه‌اند؟
دیگه کلافه‌ام از این وضع



یک توضیح

پورnoگرافی به شکلی که در مطلب پیشین نوشته شده است هم برای پیشگیری از فیل تر شدن وبلاگ در نظر گرفته شده و هم اشاره به کمپین‌های ضدپورن دارد. خیلی وقتها آنان بخش no را در این واژه برجسته می‌کنند مثلا به صورت نوشتن با حروف بزرگ لاتین.



تا دهم بهمن

۱۰ بهمن روز حمایت از دانشجویان در بند، تا آزادی همه ی دربندیان
حمایت سراسری وبلاگ نویسان ایرانی از آزادی دانشجویان دربند



از ایدز تا پور no گرافی

هر چند وقت یکبار افرادی با سرچ کردن کلمات مربوط به س ک س به وبلاگ من میان و مستقیما می‌رن سر مطلبی که دو سال پیش درباره ایدز و راههای پیشگیری از اون نوشتم. در واقع به عمد این دام رو براشون پهن کردم که اگر کسی اینها رو سرچ کنه به جز داستانهای ارو تیکی که در اینترنت فارسی متداوله به چند تا مطلب آموزشی مفید هم بر بخوره، و از این بابت به خودم افتخار می‌کنم.
راستش این ایده آموزش س ک س از دوران دانشگاه به ذهنم رسیده بود. از اون روزی که مرجان دو تا سی دی «سو پر» بهم داد. یکی از سی‌دی‌ها قابل قبول بود ولی دومی افتضاح بود. پر از صحنه‌های خشونت‌بار و غیر انسانی.
مشکل نشون دادن س ک س نیست. من هم می‌تونم از دیدن فیلم پورno لذت ببرم، ولی فیلمی که رابطه درستی رو به نمایش بذاره و زیبایی س ک س رو نشون بده نه اینکه فانتزیهای سادومازوخیستی در مخاطب ایجاد کنه.
توی اون سی دی هر ایده آشغالی بگی پیدا می‌شد. مردی که به یک دختر عقب‌مونده جنسی از پشت تجاوز می‌کرد، کسی که که مخفیانه از رابطه چند نفر فیلم‌برداری می‌کرد، پستچی که به دختربچه ۱۲ ساله تجاوز می‌کرد و ...
مرجان اینها رو از دوست پسرش یا برادرش گرفته بود (درست یادم نیست) و اون دوران تازه داشت رابطه جنسی رو با دوستش برای اولین بار تجربه می‌کرد. خیلی متاسف شدم که دیدم منبع آموزش س ک س برای نوجوان‌های ایرانی این جور پور no هاست. تا جایی که من می‌دونم قسمت بیشتر فانتزی جنسی فطری نیست و با یادگیری به‌وجود میاد. حالا این یادگیری می‌تونه تاثیر دوران کودکی شخص باشه که موضوع بحث من نیست. ولی می‌تونه هم در بزرگسالی آموخته بشه. وقتی مرجانی که تا حالا در خانواده و مدرسه از رابطه جن سی آموزش درستی ندیده، س ک س رو با این وضع در این فیلمها می‌بینه معلومه که یادگیریش هم می‌شه فقط این فیلمها. فکر می‌کنه س ک س اینطوریه، یا اینطوری باکلاس و باحاله.
از اون طرف دوست پسرش هم که خودش دست پرورده همین سی دی های توی بازاره ازش هر توقع بیجایی خواهد داشت ، از این طرف هم خودش خیال می‌کنه رابطه جن سی یعنی همین...
اون موقع خیلی متاسف شدم ولی چیزی بهش نگفتم چون اتفاقی سی‌دی‌ها رو ازش گرفتم. ساناز اونها رو پس آورده بود که من پریدم وسط و گفتم اینا چیه، منم می‌خوام.
از اون موقع همه‌ش به این فکر می‌کردم که چه طور می‌شه از این مشکل جلوگیری کرد. می‌دونستم که در بعضی از کشورها به بچه های مدرسه‌ای آموزش س ک س و پیشگیری از بارداری ناخواسته و بیماریهای آمیز شی (مثلا ایدز) می‌دن ولی توی ایران کلاسهای تنظیم خانواده‌مون توی دانشگاه هم چندان به درد نمی‌خوردند.



از این کار بیضایی خیلی خوشم میاد که در نمایش‌ها و فیلم‌هاش، پته‌ی عشق رو می‌ریزه رو آب!



من چه تلخم امروز



رادیو

می‌گن برای اینکه زبانت خوب بشه رادیوهای خارجی رو گوش کن.
هاها! فکرشو بکن،
فقط چند میلیون نفر در دنیا هر روز به همین بهانه شنونده خزعبلات BBC و VOA می‌شن؟



افرا یا روز می‌گذرد


افرای بیضایی را دیدم.
زیبا بود،
البته کارهایی مثل مرگ یزدگرد، یا شب هزار و یکم را بشتر می‌پسندم.

عکس از سایت ایران تئاتر



من به بیابانی رفتم که سراسر مه گرفته بود...



من شهری دیدم که گربه‌هایش از آدمهایش نمی‌ترسیدند...



وقتی اینقدر نژادپرست هستیم، چرا تعجب کنیم از جنس‌پرستی‌مون؟